سلام!
خوبین؟
ببخشیدبابت اینکه شنبه آپ نکردم......واقعا"معذرت میخوام حوصله نداشتم.....!
| اون دفعه براتون نصفش روگذاشته بودم اینم بقیش تا آخرش.....! |
|
باغ ما در طرف سایه دانایی بود اثر:سهراب سپهری بابای......! |
سلام!نازنین دلبرا.....حال شما؟![]()
من میخوام برم مشهد![]()
![]()
![]()
و٬وبلاگ هم دردست تعمیره![]()
شنبه بعدازظهرآپ میکنم......![]()
![]()
![]()
به قول سنجد: (شنبه) برمیگردم![]()
![]()
![]()
.....!بابای......!![]()
![]()
![]()
![]()
سلام!وبلاگ دردست تعميره به زودي باآپ هاي
جديدبرميگردم.....به قول سنجد...:
برميگردم
باباي....!
سلام!
قبل ازفوت مرحوم شکیبایی قرابودتوی آپم شعرموردعلاقموازسهراب بذارم بدلیل اینکه خیلی طولانیه تیکه تیکه براتون توی چندتا آپ میذارم.......!
تقدیم باعشق:
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی است
گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی ... می دانم
پرده ام بی جان است
خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید : چند من خربزه می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت ..........
تاآپ بعدی که ادامشوبذارم بابای....!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام!
مرحوم شکیبایی روتوی خانه ی ابدیش به خاک سپردن البته روزیک شنبه امیددارم ومطمئنم که یک راست رفتن توی بهشت ...........
............!
قطعه ۱۴۴هنرمندان ردیف ۲۴
.............روحش شادیادش گرامی......!
ویه خبربددیگه این روزاهی بایدخبربدبدیم..........امااین خبرممکن خوب هم بشه:
آقای جمشیدمشایخی مدتی که دربیمارستان هستن ازهمه ی دوستان میخوام براشون دعاکنندتاحالشون بهتربشه...............ودوباره این بزرگ مرد پاک سرشت به عرصه ی سینماوهنربازگرده..........!
برای ایشون دعاکنیدوبرای مرحوم شکیبایی فاتحه بخونید.........موفق باشید.......!
بابای......!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام!
امااین بارسلامم نه شعری داره نه خوشحالی سلامی که دیگه شکایت ازدنیانیست سلامی که حاوی یه خبربده که ازدیروزدائما"توی هربرنامه توی هرشبکه توی تیتراول روزنامه ها توی اینترنت وهمه وهمه جاممکنه شنیده باشیدخبرمرگ یه اسطوره مرگ یه آدم بزرگ که همه روشكه كردچه دوستانش چه مردم عادي چه هنرمندامن كه براش گريه كردم ....يه چيزي هركي اين مطلب روخوندبراي شادي روح خسروشكيبايي يه فاتحه براش بخونه.......اينم بيوگرافيش كه توي اين چندسال گل كاشت......!
تقديم باعشق به روح بزرگ خسروشكيبايي:![]()
زنگينامه
خسرو شکیبایی (زاده ۱۳۲۳ تهران - درگذشت ۲۸ تیر ۱۳۸۷ به دلیل نارسایی قلبی[۱](بازیگر معروف سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشتهٔ بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد، تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفهای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) آغاز کرد. او در نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد.
خسرو شکیبایی
خسرو شکیبایی در فروردین ماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» است ولی خانواده و نزدیکان او را «محمود» صدا میکردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت. او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفههایی چون خیاطی و کانال سازی وآسانسور سازی کار میکرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و به صورت کاملا حرفهای بازیگر تئاتر شد. وی فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد. وی در فیلمهای هامون، کیمیا، کاغذ بی خط به ایفای نقش پرداخت. بازی در سریالهایی چون لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، آواز مه، تفنگ سر پر از دیگر نقش آفرینیهای این هنرمند بود.
خسرو شکیبایی در هشتمین و سیزدهیمن جشنواره فیلم فجر به دلیل بازی در فیلمهای هامون و کیمیا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را دریافت کرد. این هنرمند ایرانی که به مواد مخدر اعتیاد شدیدی داشت [۳] و مدتها از عارضه سرطان کبد رنج میبرد، ساعت ۴ بامداد روز جمعه، بیست و هشتم تیر ۱۳۸۷، در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه و ۱۶ میلیمتری «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینیهایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبانها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت. او همچنین برای بازی در فیلم کیمیا (احمد رضا درویش-۱۳۷۳) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم سالاد فصل (فریدون جیرانی) گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) بود. [۴]
شکیبایی آخرین جایزهاش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم «کاغذ بی خط» دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در فیلم کیمیایی، در فیلم حکم (۱۳۸۳) باری دیگر در فیلم وی در کنار عزت الله انتظامی ایفای نقش کرد.
او علاوه بر هنرنمایی در سینما و تئاتر، برخی از سرودههای سهراب سپهری، سید علی صالحی و فروغ فرخزاد را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.
در ۹ تیرماه ۱۳۸۷ در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت. [۵] او همچنین در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بود.[۶]
او در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش «سید حسن مدرس» بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم مجموعههای تلویزیونی در کنار هم و سرزمین سبز را روی آنتن داشت.
آخرین نقشآفرینی این هنرمند در فیلم تلویزیونی پیوند (سعید عالمزاده) و آخرین نمایش فیلمش، آشیانهای برای زندگی (حمید طالقانی) بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.
شکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری سرطان کبد[۷] در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
در پی این رویداد، غلامعلی حداد عادل[۸] رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و عزتالله ضرغامی[۹] رئیس سازمان صدا و سیما پیام تسلیت صادر کردند.
· برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
o بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)، دوره ۸ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸
o بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)، دوره ۱۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳
o بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)، دوره ۲۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳
o دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)، دوره ۲۵ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۵
· نامزد سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
o بهترین بازیگر نقش اول مرد (یکبار برای همیشه)، دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۱
o بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه به سایه)، دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵
o بهترین بازیگر نقش اول مرد (کاغذ بی خط)، دوره ۲۰ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۰
· لوح زرین بهترین بازیگر مرد سایت ایران اکتور (بهترینهای سال):
o برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (کاغذ بی خط)، دوره ۳ - سال ۱۳۸۲
o نامزد لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سالاد فصل)، دوره ۶ - سال ۱۳۸۴
o نامزد لوح زرین بهترین بازیگر مرد (حکم)، دوره ۶ - سال ۱۳۸۴
· بازیگر نقش اول مرد سال:
o دومین بازیگر نقش اول مرد سال (کاغذ بی خط)، دوره ۱۷ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترینهای سال) - سال ۱۳۸۱
o کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (چه کسی امیر را کشت؟)، دوره ۱۰ جشن خانه سینما (مسابقه) - سال ۱۳۸۵
· ۱۳۶۰ خط قرمز (مسعود کیمیایی)
· ۱۳۶۲ دادشاه (حبیب کاووش)
· ۱۳۶۳ صاعقه (ضیاءالدین دری)
· ۱۳۶۵ رابطه (پوران درخشنده)، دزد و نویسنده (کاظم معصومی)
· ۱۳۶۶ شکار (مجید جوانمرد)، ترن (امیر قویدل)
· ۱۳۶۸ عبور از غبار (پوران درخشنده)، هامون (داریوش مهرجویی)
· ۱۳۶۹ جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده)، ابلیس (احمد رضا درویش)
· ۱۳۷۰ بانو (داریوش مهرجویی)
· ۱۳۷۱ یک بار برای همیشه (سیروس الوند)، سارا (داریوش مهرجویی)، پرواز را به خاطر بسپار (حمید رخشانی)
· ۱۳۷۲ بلوف (ساموئل خاچیکیان)
· ۱۳۷۳ کیمیا (احمد رضا درویش)، پری (داریوش مهرجویی)، درد مشترک (یاسمین ملک نصر)
· ۱۳۷۴ خواهران غریب (کیومرث پور احمد)، عاشقانه (
